تبليغاتX
تدوینگران و کارگردانان فیلم در ایران

 آموزش خصوصی تدوین جهت هنرجویان تهرانی و شهرستانها

==================================

شرایط هنرجویان تهران:

هرساعت ۹۰۰۰۰ ریال جمعا ۳۰ساعت هر روز ۶ ساعت جمعا ۵ روز 

 کل مبلغ ۲۷۰۰۰۰۰ ریال

درصورت توان آموزش روزانه ۱۰ ساعت هرساعت ۸۰۰۰۰ ریال جمعا ۳ روز

کل مبلغ سه روز ۲۴۰۰۰۰۰ ریال

====================================

شرایط هنرجویان شهرستان:

هر ساعت ۱۳۰۰۰۰ ریال جمعا ۳۲ ساعت هر روز هشت ساعت جمعا ۴ روز

کل مبلغ ۴۱۶۰۰۰۰ ریال که شامل هزینه های سفر + اقامت و پذیرایی + تدریس میباشد

در صورت تقبل پذیرایی و اقامت هرساعت مبلغ ۱۱۰۰۰۰ ریال محاسبه میگردد

که مبلغ کل بالغ بر ۳۵۲۰۰۰۰ ریال میگردد

================================

شرایط عمومی:

۱- مبلغ ۷۰٪ کل شهریه در اول ثبت نام دریافت میگردد

۲- مبلغ ۳۰٪ مانده بعد از پایان ۵۰٪ درصد از کل تدریس دریافت میگردد

۳- نرم افزارهای لازم و نرم افزار برنامه مورد تدریس با تخفیف ۵۰٪ به هنرجویان

 ارائه میگردد

=====================================

توجه     توجه  

تعداد محدودی جزوات آموزشی تدوین بصورت فیلم  و تدریس استاد

به همراه تجهیزات کمک آموزشی در فیلم با موضوعیت های زیر تولید گردیده

که به علت محدودیت بصورت پیش فروش و تحویل یکماهه ارایه میگردد.

۱- معرفی نرم افزار وامکانات

۲- نحوه استفاده و بکارگیری ابزارهای نرم افزار

۳- نرم افزارهای جانبی و کمکی و نحوه استفاده

۴- اصول تخصصی تدوین و قواعد کلی

 ======================================

  جهت اطلاع از آموزش راه دور اینترنتی و نحوه برگزاری کلاس و پیش فروش فیلمهای آموزشی

 با شماره های همراه من ۰۹۱۹۴۴۷۷۶۹۳ و ۰۹۳۷۶۴۵۰۹۲۲ تماس بگیرید

moienafshari@hotmail.com

ضمنا مبلغ ۲۰٪ کل دریافتی ها جهت کمک به مستمندان به وبلاگ

بنی آدم اعضاء یکدیگراند به آدرس زیرارسال میگردد

www.iran-ariyayi.blogfa.com

  

 

+ نوشته شده توسط مهدی معین افشاری در 88/08/16 و ساعت |

انواع تكنيكهاي موجود در هنر تدوين را به دو شاخه  اساسي  يا به دو حوزه اصلي مي توان  تقسيم بندي كرد
Continuity Editingالف ـ تكنيك هاي حوزه تدوين تداومي
Dis-Continuity Editingب ـ تكنيك هاي  حوزه تدوين غير تداومي
پيش از اينكه درباره تكنيك تدوين تداومي در صحنه به بحث بپردازيم لازم است در مقدمه به دو مقوله اساسي زمان  و تداوم اشاره كنيم چرا كه يكدست عمل يا آكسيون صحنه  ــــ عملي كه هر جزء آن در يك تصوير جداگانه ضبط شده  ــــ هنگام پيوند اجزاء به روال منطقي  و طبيعي سلسله مراتب آنها شكل مي گيرد

با پيدايش تداوم عمل در صحنه لحظه به لحظه عامل زمان نيز آشكار مي شود بعبارت ديگر احساس گذشت زمان يا جريان آن در فيلم با نمايش مداومت زماني عمل  ياحركت به تماشاگر دست ميدهد ليكن در شكل گيري يك صحنه زمان به دو گونه عمل ميكند

يكي زمان انجام عمل يا حركتي كه در هر نماي  جداگانه ضبط شده ـ زمان  دروني نماـ و ديگري زمان گسترده تري كه از اتصال لحظات جزئي تر ـ زمان بيروني يا عمومي يك صحنه ـ پس از تدوين آن مجموعه نماها آفريده مي شود هر گونه تغييري در نتيجه كوتاه يا بلندتر انتخاب كردن زمان يك نما ـ تمپوـ كه زمان فيزيكي عمل است مي تواند به تغييرات محسوسي در زمان عمل كلي صحنه ـ زمان دراماتيك رويداد ـ منجر شود
با پيدايش تداوم عمل در صحنه لحظه به لحظه ـ نما به نما ـ عامل زمان نيز آشكار مي شود  بعبارت ديگر احساس گذشت  زمان يا جريان آن در فيلم با  نمايش مداومت  زماني عمل يا حركت به تماشاگر دست  مي دهد

در زمان محدود  انجام  يك عمل در نمايي جداگانه گذشت زمان را مي توان با ساعت و يا با معيارهاي فيزيكي و متريك
اندازه گرفت ـ تمپوmetric
 

ـinsert,intercut,away,cutبه دليل دخل و تصرف عناصر تدويني ـ مثلا sceneليكن زمان  عمومي  يا كلي درام  صحنه
مي تواند از يك محدوده فيزيكي معين تجاوز كند و يا به آن محدوده نرسد بعبارت ديگر در تدوين مي توان زمان عمل كلي صحنه را كوتاه يا فشرده نمودو يا آن را گسترش داد ـتبديل زمان فيزيكي به زمان دراماتيك و يا زمان رواني ـ
در عين حال چنانچه لازم باشد مي توان  آنرا با معيارهاي اندازه گيري دقيق گذشت زمان وفق داد و آن هنگامي است كه زمان 
:داستان فيلم و مدت زمان نمايش آن در سالن سينما برابرميشود
ماجراي نيمروز ساخته فريد زينه مان و يا طناب اثر آلفرد هيچكاك كه در اولي وحدت سكانس ـ فيلم و در دومي وحدت نما ـ فيلم وجود دارد

:زمان دروني
fast motionو يا حركت تندslow motionبا ناديده گرفتن تغييراتي  كه سرعت فيلمبرداري مثل حركت آهسته
ميتواند به حركت موضوع درون نما و يا خود نما بدهد در سينما ساختمان هر نما از لحاظ زماني كاملا واقعي است زيرا كه زمان هر نما كه بر پرده  نشان داده مي شود بغير از حالت هايي چون دومورد بالا به اضافه حركت توقفي
  ـ مانند قوانين فيزيكي طبيعت ثابت و بدون تغيير است reverse-motionو يا حركت معكوسmotion ـ Fix frame
ليكن زمان در برش از يك نما به نماي ديگر به آزادي عمل ميكند تاكيد روي زمان دروني تصوير و دنبال كردن عمل صحنه موجب حفظ زمان فيزيكي رويداد و در نتيجه تبعيت فيلمlong takeبدون قطع يا برش در يك نماي بلند 
از زمان واقعي مي شود در نتيجه حركت دوربين در فضا و يا حركت موضوع در برابر دوربين مي تواند موجب تغيير
 نما شود و جاي برش را بگيرد اين سنت وفادار ماندن به زمان و فضاي واقعي رويداد در يك نماي بلند بي اينكه تغييرات  شديدي  در نتيجه برش در فضا به وجود آيد ـ هر نما جزئي از فضا را نشان مي دهد به عبارت ديگر برش به نماهاي متفاوت تجزيه فضاست ـ ريشه اي كهن در سينما دارد كه از فيلمهاي استوديويي لومير و مليس كه بازي به
انجام ميگرفت آغاز مي شود و از portrayed-for -cameraتئاتري براي ضبط بيطرف دوربين actصورت يك پرده
اواخر سالهاي 1930 به بعد به ويژه در دهه 40 به صورت سبكهاي مشخص چون سبك ميزانسن
در آثار استاداني چون ژان رنوار ـ مارسل كارنه ـ ويليام وايلر ـ deep focus سبك كمپوزيسيون عميقMise-en-scene
...اوزو ـ ميزو گوشي ـ  اورسن ولز و
جلوه گر شد كه بنام سبك هاي ضد تقطيع  يا ضد مونتاژ نيز از آنها نام مي برند سبك تصويري نماي بلند نيز در همين زمره است
سبك كارگرداني ميزانسن كه غالبا مستلزم گرفتن نماي بلند است درست در مقابل سبك مونتاژ قرار مي گيرد  مثلا آثار ولز  ـ كمپوزيسيون  عميق ـ  و رنوار ـ ميزانسن ـ  در برابر آثار صامت  آيزنشتين و پودوفكين  مي آيد  همچنين
تئوري آندره بازن گاه در نقطه مقابل تئوري آيزنشتين مطرح مي شود از ديدگاه آندره بازن  فيلم هاي صامت مورنا و اشترو هايم  را در برابر آثار مونتاژي آيزنشتين و بطور كلي  مكتب روسي  دهه بيست بايد قرار داد

غالب كارگردانهاي مكاتب ميزانسن و كمپوزيسيون عميق به استثناي پاره اي از فصلهاي مونتاژي آثار اورسن ولز سعي ميكنند نماي آنها بدون قطع محسوس و يا قطع به منظور تداعي هدف ذهني معين جايگزين يك صحنه و يا يك فصل
از فيلم شود  به همين دليل در تحليل آثار اين گروه از فيلمسازان از اصطلاح نما ـ فصل sequence
نيز استفاده مي شودshot-sequence

پس از پيدايش سبك Cinema Veriteعلاوه بر اين در سبك جديد تري كه بنام سينما ـ حقيقت و يا سينماوريته
ميزانسن و كمپوزيسيون  عميق در اوايل د هه 1960 در سينماي مستند به ظهور رسيد  سعي بر آن بود كه دخالت عوامل تكنيكي فيلمسازي هنگامي كه كيفيت هاي  تصويري  مربوط  به عوامل  درون كادر مورد نظر است از دوربين به  مثابه  ابزاري براي ضبط و مشاهده رويداد استفاده ميشود ليكن دوربين در اين سبك ـسينماوريته ـ نسبت   به موضوع  داراي حساسيت واكنش و موضوع است
بهمين سبب در سبك مورد نظر پيوند نزديك  و رابطه دقيقي بين موضوع و دوربين ديده مي شود و غالبا  حركات دوربين به راست ـچپ ـ پايين ـ بالا  ـ عقب ـ و جلوي صحنه براي حفظ هماهنگي  با حركت يا عمل و يا تفسير رويداد جانشين برش ميشود
در فيلمهاي ماكس افولس  كارگردان آلماني الاصل تبعه فرانسه كه در آمريكا نيز فيلمهايي ساخته همچنين در آثار ميكوش پانچو فيلمساز مجارستاني گرفتن يك نما -فصل كه توام با حركات پيچيده دوربين ـ موضوع است ساعت ها احتياج به تمرين دارد فيلم الكترا اثر پانچوفقط در يازده نما گرفته شده و در سراسر فيلم فقط ده برش به چشم ميخورد گرچه اين دو فيلمساز به مكتب سينما ـ حقيقت تعلق ندارند
در هر حال در سبك سينما ـ حقيقت به جهت نياز  به دوربين پر تحرك كارگردان ترجيح  ميدهد كه از دوربين سبك و قابل حمل روي دست استفاده نمايد برش در آثار متعلق  به اين سبك اغلب به چشم نمي خورد و يا اگر ندرتا بكار رود بسيار نامحسوس است بجاي برش از نماي دور به يك نماي نزديك دوربين به موضوع نزديك مي شود و يا موضوع بسوي دوربين مي آيد و يا هر دو به هم نزديك و يا از هم دور مي شوند

در نتيجه يك نماي بلند در دل خود انواع گوناگون ديگري ا ز نماها دارد تدوين اين نوع فيلمها صرفا در حد بهم چسباندن  سا ده و يا ديزالو  و فيد نماهاي بلند كه حتي ممكن است طول آنها به 400 فوت هم برسد خلاصه مي شود و از برشهاي متوالي همچنين مونتاژ   در ساختمان صحنه يا فيلم اثري نيست

+ نوشته شده توسط مهدی معین افشاری در 88/08/15 و ساعت |

هنر فیلم ابزاری برای دلمشغولیهای انسان در مسیر زندگی از تولد تا مرگ است و هنرمند متعهد در این مسیر دردهایی که افراد جامعه تک تک لمس میکنند او یکجا دیده و لمس میکند

 

به آگهی تدریس تدوین و مقلات آموزشی این وبلاگ توجه کنید

ضمنا کلیه مشخصات در این وبلاگ براساس مشخصات واقعی من بوده و سعی میکنم صداقت سرلوحه کار باشد

از وبلاگ زیر دیدن کنید

www.iran-ariyayi.blogfa.com

+ نوشته شده توسط مهدی معین افشاری در 88/04/05 و ساعت |
هر زماني که ممکن بود به موضوعات داراي حرکت برش بزنيد
اگر در حرکت مجبور به برش کردن شديد آن حرکت توجه را از برش شما منحرف خواهد نمود و برش ( انتقال تصويري) را
روان مي کند و اگر پرش کوچکي هم در کات شما وجود داشته باشد کمتر جلب توجه مي کند چون تماشاگران کاملا" جذب
حرکت هستند .
اگر مردي در حال بلند شدن از روي صندلي است مي توانيد نقطه مياني حرکت را براي کات انتخاب کنيد در اين صورت
قسمتي از حرکت را در هر دو نما ي برش شده به هم مي توان ديد .
نکته مهم اينکه در برش اين دو نما حتما" زاويه دوربين 30 درجه تغيير کرده باشد
+ نوشته شده توسط مهدی معین افشاری در 88/04/05 و ساعت |
برش يا کات در چه زماني خوب عمل مي کند که دليلي براي آن وجود داشته باشد
براي برش يا انتقال از يک نما به نماي ديگر خطر از دست دادن توجه مخاطب وبه تبع آن دور شدن از داستان يا موضوع فيلم
وجود دارد هنگامي که انتقال تصويري يا برش ا محتواي داستان مناسبت داشت بايد اين برش ديده نشود
مثلا" اگر دريک صحنه دراماتيک شخصي به يک نقطه خيره شده مي توانيم براي ايجاد انگيزه به چيزي که توجه هنرپيشه را
بخ خود جلب کرده برش کنيم
وقتي کسي حرفش را قطع مي کند و ديگري شروع به حرف زدن مي کند براي ايجاد انگيزه بايد به شخص دوم کات کنيم .
اگر صداي باز شدن دري را مي شنويم يا اگر کسي خارج از نما حرفي مي زند اغلب ما انتظار داريم نمايي ببينيم از اين که
آن شخص کيست .
اگر کسي شي عجيبي را بر مي دارد تا آن را وارسي نمايد طبيعي است که يک نماي بسته ( اينسرت )از آن شي ارائه شود.
+ نوشته شده توسط مهدی معین افشاری در 88/04/05 و ساعت |
دستگاههاي مونتاژ کامپيوتر غير خطي امروزه قادرند هر افکتي که شما مي توانيد تصور کنيد را اجرا کنند. به همين دليل
وسوسه کننده است که بخواهيم مخاطب خود را با توليدات پر زرق و برق تحت تاثير قرار دهيد
اما هر گاه در برنامه اي تکنيک توجه بيننده را بسوي خود جلب کند ( مخصوصا" در برنامه هاي داستاني) شما توجه را از
پيام اصلي خود به سوي تکنيک منحرف کرده ايد . حرفه اي ها يا شايد بهتر بگويم هنرمندان واقعي مي دانند که تکنيک در
يک برنامه وقتي خوب است که ديده نشود و وقتي اجرا مي شود بيننده عادي متوجه نشود.
اگر چه در آگهي ها و برنامه هاي تبليغاتي و ويدئو موزيک ها در محدوده اي هستيم که تکنيک هاي توليدي( مخصوصا" در
مورد مونتاژ) بعنوان نوعيشادي بصري براي مسحور کردن مخاطب استفاده مي شود . مثلا در تدوين ويدئويي شما قادر خواهيد
بود تقريبا" هر افکتي با هر سليقه اي را ايجاد نماييد.
اگرچه بنظر مي رسد که اصول تدوين فيلم در آگهي هاي تجاري و موزيک ويدئو ها کم کم متحول مي شوند اما برنامه هاي مهم
مخصوصا" فيلمهاي داستاني روند پيشين تدويني خود را ادامه ميدهند . بعنوان نمونه قصد دارم به آنها مراجعه کنم .
+ نوشته شده توسط مهدی معین افشاری در 88/04/05 و ساعت |
حس گنگ من و دریا ! 

کلبه ام پنجره ای باز به دریا دارد
خوب من , منظره خوب تماشا دارد
ساختم آینه ای را به بلندای خیال
تا خودت را به تماشای خودت وادارد
راز گیسوی تو دنیای شگفت انگیزی است
که به اندازه صد فلسفه معنا دارد
گوش کن , خواسته ام خواهش بی جایی نیست
اگر آیینه دستت بشوم جا دارد
چشم یک دهکده افتاده به زیبایی تو
یعنی این دهکده , یک دهکده رسوا دارد
کوزه بر دوش , سر چشمه بیا تا گویند
عجب این دهکده سرچشمه زیبا دارد
در تو یک وسوسه مبهم و سرگردان است
از همان وسوسه هایی که یهودا دارد
عشق را با همه شیرینی و شورانگیزی
لحظه هایی است که افسوس و دریغا دارد
بی قرار آمدن , آشفتن و آرام شدن
حس گنگی است که من دارم و دریا دارد
یخ نزن , رود معمایی من , جاری باش
دل دریاییم آغوش پذیرا دارد...

+ نوشته شده توسط مهدی معین افشاری در 88/02/31 و ساعت |

دوباره سلام یه موضوع واصه شروع به نوشتن تا تاریخ ۲۲ خرداد مطالب خودرا در مورد تاریخ تدوین و پیدایش شغل تدوینگر به آدرس ایمیل من بفرستید دربعد از آن تاریخ شروع به مطلب نویسی میکنم مطالب شما راه گشای اطلاعات بیشتر دوستان است

moienafshari@yahoo.com

 

+ نوشته شده توسط مهدی معین افشاری در 88/02/18 و ساعت |

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید

وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید

من عاشق چشمت شدم  نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی


یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد


من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

+ نوشته شده توسط مهدی معین افشاری در 88/02/17 و ساعت |

اولين هنرآموز چاپ در ايران

"ميرزا صالح شيرازي" را همه به عنوان اولين روزنامه نگار ايراني مي شناسند؛ ولي او غير از اين، اولين ايراني است که چاپ را نيز شاگردي کرده است.

ميرزا صالح در سال 1815 ميلادي همراه چهار ايراني ديگر به فرنگ رفت تا زبان لاتين و انگليسي را بياموزد و مترجم دولت شود.

او در خاطرات خود مي نويسد:

«با خود انديشه نمودم که بجز تحصيل اگر توانم چيزي از اين ولايت به ايران برم که به کار دولت عليه آيد، شايد خوب باشد. و مدتها بود که خيال بردن چاپ و صنعت باسمه (چاپخانه) در سر من افتاده بود. چند روز بعد از آن به لندن رفته قولونل خان را ديده، کيفيت را به او حالي کردم. اين مطلب را پسنديده و بعد از آن مستر داني نامي که استاد چاپ ساز است، يعني مختص به آنست که انجيل را در زبان فارسي، هندي، سرياني و عربي و ساير زبانهاي غريبه چاپ ميزنند، ديده هر روزه دو ساعت بنده در کارخانه او رفته من اوله الي آخره چاپ را آموزد....

در لندن در سالندبري استريت منزل گزين و در پنج ساعت قبل از ظهر از خواب برخاسته الي دو ساعت قبل از ظهر در نزد مستر بالفور زبان فرانسه خوانده و بعد از ناهار مجدداً درس خود را خوانده و بعد از آن الي دو ساعت بعدازظهر کتاب ديگر فرانسيس خوانده و بعد لباس انگريزي در بر کرده به منزل استاد چاپ زن رفته الي چهار ساعت و نيم از ظهر گذشته در کارخانه چاپ سازي مانده و بعد از آن به يکي از مهمانخانه ها شام خورده، به منزل برگشته، بعضي از تواريخ روم و گريک و روس و ترکي و ايران و داستانها به زبان انگريزي خوانده و صفحه اي از فرانسه ترجمه به زبان انگريز نوشته.

روز يکشنبه ها که روز تعطيل است درس نخوانده و يک شب در هفته به مهماني يا به تماشاخانه رفته. هر کس در ميانه هفته بنده را وعده مي خواست عذر مي آورم. بالجمله همه روزه مستمراً درس ميخوانم و به چاپخانه ميرفتم.»

+ نوشته شده توسط مهدی معین افشاری در 88/01/15 و ساعت |